محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

561

اكسير اعظم ( فارسى )

بعد از آن تدهين به چيزى كه مرخى و مفتح باشد و عرق آورد مثل روغن بادام و ماء الخيار و قصب الزريره و شير زنان و اعتدال عرق مطلقاً ملطف و مجفف بود و بشره را پاك كند و تعديل اخلاط نمايد پس تعديل عرق بر وجه مقتضى آن واجب است . و بدانند كه آنچه مدر فضلات مثل حيض و بول بود و ادرار عرق نمايد و آن مذكور شد . سويدى گويد كه چون پودينهء نهرى در ديگ كوچك سربسته بجوشانند و نزد مريض آورده سر او بگشايند بنوعى كه بخار آن به جلد او برسد در ادرار عرق مجرب است و كذا شرب انيسون و مسح او بر بدن مجرب من است و بخور بدن بقردمانا كه كروياى دشتى است و كذا حب بلسان و كذا تخم ابخره و شرب پودينهء نهرى و كذا آب گرم در ابتداى نوبت تب يا بعد خروج از حمام و كذا حلتيت مقدار نخود و ماش حب شنان مخلوط بنطرون و كذا آب رماد مخلوط به زيت و كذا زفت بر پشت مريض لا سيما در حمام و كذا روغن ياسمين و كذا روغن تخم ترب و كذا روغن ايرسا و شرب و بخار اقحوان و پاشيدن زهرهء ملخ بر بدن و طلاى عسل و آرد جو و بادام تلخ و كذا حب المحلب و آرد جو و عسل و كذا نحام و كذا آب كرفس و خوردن انجير خشك و كذا پوست بيخ ترب و كذا پسته و كذا كرفس و شرب و طلاى زيره و كذا فطراساليون و شرب و ذرور جعدهء جبلى و كذا قسط تلخ و كذا سليخه و كذا مشكطرامشيع و كذا برنجاسف و كذا قيصوم و كذا زراوند مدحرج و كذا حب الغار هر واحد ادرار عرق نمايد . محمد اكبر مىنويسد كه هرچه مفتح مسام بود عرق مىآرد و از تدابير خارجيه استحمام است و رياضت و انكباب به آب گرم و امثال آن . و ايضاً آب كرفس و گلاب و قدرى سركه و روغن گل به هم آميخته بر بدن ماليدن و كذلك روغن بابونه تنها يا بورهء ارمنى آميخته و روغن غار و بلسان و روغن سوسن و آب ترمس با زراوند از جمله معرقاتست و از تدابير داخليه شرب سكنجبين ساده يا بزورى به آب كاسنى آميخته و شربت گل و بنفشه همين عمل دارد و تناول نخوداب و قليهء زردك از اين قبيل است و آب به غايت سرد در تابستان نوشيدن از معرقاتست عرق الدم و او آن است كه خون صرف از راه عرق آيد و اين قليل الوقوع است و كمتر به مىشود . و اگر عرق مخلوط با خون آيد آن را عرق دموى گويند و سبب اين مرض حدت خون و رقت آن است بمخالطت صفرا مع ضعف قوت ماسكه . علاج : فصد هفت اندام كنند و شيره عناب و لعاب بهدانه و شربت نيلوفر بنوشند و هرچه مسكن خون و كاسر حدت آن بود چون نقوع زرشك و كاسنى و گشنيز و عناب و توت شامى و زردآلوى ترش و انار دانه و شربت آلو و عناب و سماق و انجبار و امثال آن بياشامند و از مسهل صفرا تنقيه كنند و بعد حصول تطفيه و تنقيه چيزهاى قابض كه در كثرت عرق مذكور شد و مثل پوست انار و آس و برگ طرفا و جوز السرو و گلنار و كوكنار و غبار آسيا و جفت بلوط به آب قمقم طلا نمايند و ماليدن ماء القمقم بر بدن نيز فائده مىكند و از اغذيه آنچه مغلظ و مبرد بود بخورانند . ابن الياس گويد كه هر صبح سكنجبين ساده صادق الحموضت و گلاب هر واحد ده درم بنوشند و يا عناب ده عدد در آب جوشانيده صاف نموده سكنجبين ساده ده درم بر آن انداخته بياشامند و يا هر روز نقوع مشمش يا فواكه هر واحد سه اوقيه سحرگاه بخورند و غذا مزورهء تمر هندى يا زرشك يا انار دانه و مغز بادام شيرين و اسفاناخ سازند و يا كاسنى سبز غير مغسول با سركه بخورند و غذا نان جو در دوغ گاو يا آب رائب تر كرده خورند و بعناب و آلوى رطب و زعرور رطب تنقل نمايند و بدن را به آب مورد يا آب لف كرم يا آب برگ بهى يا سيب بمالند و يا بگيرند گل ارمنى و سائيده به آب عصى الراعى يا آب بارتنگ آميخته بر بدن طلا كنند . و اگر صاحب اين مرض متحمل فصد باشد فصد باسليق نمايند و اخراج خون به قدر قوت واجب و فصل كنند تفير رائحهء بغل و كنج ران و بدبوى عرق و بول و براز بدبوى بغل را صُنان گويند و به فارسى گنده بغل نامند و بيشتر ظهور اين علت در جاهاى پوشيده مثل بغل و كش ران و زير خصيتين بود و باشد كه از تمام بدن بوى بد آيد باجلمله سبب اين عفونت اخلاط يا عرق و حدت آنها و حركت آن به سوى جلدست و اعانت مىكند بر آن حركات مشوشهء اخلاط و خاصهً حركت جماع و ترك غسل جنابت و حيض و تأخير آن و چيزى كه خاصيت او تحريك مواد جريفه به سوى ظاهر بدن باشد چون حلتيت و حلبه و سير و پياز و بيخ انجدان و برگ او و خردل و ترب و جرجير و مانند آن . علاج : بعد از نضج تنقيهء خلط متعفن كنند و بهر تسكين حدت اخلاط تبريد